![]() |
![]() |
|
|
امام خمینی(ره): آقای موسوی اگر اندک خدمات شما به این انقلاب نبود،شما را به دادگاه معرفی می کردم. (صحیفه ی نور ج۲۱ص۱۶۳)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 15:36 توسط تقوایی |
|
|
حضرت علی (ع) فرمودند:
غالب پیروان دجال در آن روزگار؛شالي سبز بر سر و دوش دارند. (بحار الانوار-ج 13-ص 965)
![]()
سيدي تنها به رنگ سبز نيست هيچ داني مادر سادات کيست؟ سبز يعني عاشق مولا شدن پشت درب حيدري زهرا شدن سبز يعني عشق تا شور ولا باحسين فاطمه در کربلا طالب سبزم نه اين سبز ريا سبز هم بازيچه شد مهدي بيا
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:4 توسط تقوایی |
|
|
ثابتي:احمدينژاد غرب را در بطن اروپا محاكمه كرد
مسئول بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران گفت: رئيسجمهور عدالتخواه كشورمان در بطن اروپا غرب غارتگر را به سود مستضعفان و پابرهنگان محاكمه كرد. اميرحسين ثابتي مسئول بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در گفتگو با فارس، سخنراني احمدينژاد در اجلاس دوربان ژنو را قابل پيشبيني دانست و اظهار داشت: اگر بخواهيم عملكرد دولت نهم را ارزيابي كنيم، ميبينيم كه گفتمان امام خميني (ره) بر اين دولت حاكم است و احمدينژاد با تكيه بر اين گفتمان است كه با شجاعت كامل و قاطعانه در مجامع بينالمللي از مستضعفين جهان كه مورد توجه امامخميني(ره) بودند، حمايت ميكند. وي ديپلماسي احمدينژاد را بر مبناي آرمانگرايي عنوان كرد و افزود: ديپلماسي انقلاب و جمهوري اسلامي بر اساس شجاعت،استكبارستيزي و عدالتخواهي است و سخن گفتن عليه رژيم صهيونيستي هم استكبارستيزي ميخواهد هم شجاعت، و اينكه كسي كه در يك اجلاس بينالمللي عليه استكبار و نژادپرستي سخن ميگويد و تمام هزينههاي ظاهري را به جان ميخرد، چيزي جز عدالتخواهي نيست. اين فعال دانشجويي آزادي بيان در غرب را يك دروغ بزرگ دانست و تأكيد كرد: رفتار سران كشورهاي غربي و ترك كردن سالن اجلاس در هنگام سخنراني احمدينژاد و برخورد اين كشورها با سخنان منطقي رئيسجمهور كشورمان عليه استكبار و صهيونيست اولين نمونه اثبات دروغ بودن آزادي بيان در غرب نيست. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:57 توسط تقوایی |
|
|
فاکسنيوز: احمدينژاد تاول اسرائيل را ترکاند
درپی هتاکی سازماندهی شده و حقیرانه برخی حامیان صهیونیسم علیه رئیس جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس دوربان 2، رسانه های غربی این مسئله را عامل محبوبیت بیشتر وی در خاورمیانه دانسته و از سخنان وی تحت عنوان ترکاندن تاول رژیم اسرائیل یاد کردند.
به گزارش مهر، بازتاب های رسانه ای در انتقاد از توهین به رئیس جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس ژنو از سوی غربی ها هنوز ادامه دارد. خبرگزاری روسی زبان ریانووستی در گزارشی درباره سخنان احمدی نژاد علیه صهیونیسم و معرفی آن به عنوان ریشه نژادپرستی در جهان آورد: حضور رئیس جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس ژنو به خودی خود حامیان صهیونیسم را نگران و عصبانی کرده بود تا سخنانش خشم آنها را به خروج و اعتراض بکشاند. آسوشیتدپرس نیز ضمن اشاره به خشم حامیان غربی صهیونیسم از سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران، وی را اولین مقام دولتی اعلام کرد که در آستانه سالروز هولوکاست، صهیونیسم را در یک کنفرانس بین المللی زیرسئوال برد. این رسانه غربی، با اشاره به این موضوع که سخنرانی احمدی نژاد به عنوان یک رئیس دولت در کنفرانس دوربان 2، یک کنفرانس قانونی بوده و نباید مورد اعتراض قرار می گرفته نوشت: احمدی نژاد از محبوبترین شخصیت های خاورمیانه است و این محبوبیت را بخاطر مخالفت با صهیونیسم بدست آورده است. فاکس نیوز، شبکه خبری پنتاگون نیز از سخنان احمدی نژاد به این مضمون یاد کرد که رئیس جمهوری اسلامی ایران" تاول اسرائیل را ترکاند". این رسانه آمریکایی در عین حال، بیانیه ضدصهیونیستی کنفرانس دوربان 2 را مورد حمایت کشورهای اسلامی دانست و آورد: نمایندگان کشورهای اسلامی حاضر در کنفرانس ضدنژادپرستی معتقدند غرب درباره مسلمانان، اعراب و آفریقایی تبارها تبعیض روا می دارد و تحریم کنفرانس دوربان 2 را مصداق تبعیض دانستند. فاکس نیوز همچنین به توهین کاریکاتوریست های دانمارکی به پیامبر اسلام نیز اشاره کرد و نوشت: مسلمانان معتقدند غرب از آزادی بیان علیه آنها استفاده ابزاری می کند. ای بی سی، یک رسانه آمریکایی نیز با اعلام ناخرسندی صهیونیست ها و حامیان آنها از سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران علیه صهیونیسم، امروز را برای صهیونیست ها سخت و تلخ دانست. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:53 توسط تقوایی |
|
|
موسوی درباره ديدار محرمانه با «نهضت آزادي» توضيح دهد
بسيج دانشجويي دانشگاه خواجهنصير در اعتراض به جلسه محرمانه ميرحسين موسوي با گروهك نهضت آزادي، نامه سر گشادهاي را خطاب به وي منتشر كرد. به گزارش خبرنگار سياسي «شبکه خبر دانشجو» متن كامل اين نامه به شرح ذيل است: از آن روزي كه خبر حضور جنابعالي در عرصه انتخابات دهم رياست جمهوري منتشر شد، با توجه به سابقه انقلابي شما و آنچه پيش از اين از شما شنيده بوديم، تصور ميكرديم تا چهرهاي اصولگرا و انقلابي كه پايبندي به راه حضرت امام(ره) و اصول انقلاب اسلامي را افتخار خود ميداند به جمع نامزدهاي انتخاباتي پيوسته است، اما آنچه در چند روز گذشته از اخبار آشكار و نهان برميآيد، حاكي از ترديدهاي جدي در صحت اين مدعاست. جناب آقاي موسوي! خبر جلسه محرمانه اخير جنابعالي با جمعي از اعضاي گروهك نهضت به اصطلاح آزادي كه البته گويا شما و ستاد انتخاباتيتان، مايل به اطلاعرساني آن به مردم نيستيد، پرسشهاي جدي و اساسي در ذهنها پديد آورده است! نخست آنكه از شما بايد پرسيد چرا اعضاي گروهكي را كه امام راحل (ره) ـ همان امامي كه شما خود را پيرو خط او ميدانيد ـ خطر آنها را بيشتر از منافقين دانست، به حضور پذيرفتيد؟ آيا اين حركت را جز به پشت پا زدن به راه امام و خون شهداء ميتوان تعبير كرد؟ دوم آنكه، به نظر ميرسد، لازم است شما به افكار عمومي ملت شهيد پرور و انقلابي ايران اسلامي، احترام گذارده و صادقانه آنچه ميان شما و اعضاي اين گروهك مطرح شده را به اطلاع مردم برسانيد؛ تا آناني كه به رأيشان به خود اميدواريد، هر چه بيشتر از پشت صحنه حاميان شما آگاه شوند. سوم آنكه شما بايستي پيرامون شنيدهها در مورد برخي توافقات پنهان گروهك نهضت به اصطلاح آزادي و ديگر گروهكهاي ملي مذهبي با شما كه در اين جلسه از آن سخن رفته است براي مردم كشورمان ـ همانها كه دانستن را حق آنان ميدانيد ـ ابهامزدايي كنيد تا افكار عمومي ملت بيدار و انقلابي ايران با ماهيت كساني كه در سخن از خط امام (ره) دم ميزنند و در نهان به دنبال باز كردن پاي ليبرالها به حاكميت هستند، بيشتر آشنا شوند. البته مسأله به اينجا ختم نميشود، چند روز پيش جنابعالي به ملاقات مراجع معظم تقليد شتافتيد كه اين ظاهرا نشانگر پيروي شما از خط اسلام فقاهتي و حوزههاي علميه است. اما به فاصله يك روز صدور بيانيه سازمان نامشروع «مجاهدين انقلاب اسلامي ايران» در حمايت از شما، صحت اين امر را با ترديدهاي اساسي مواجه ساخت. سازماني كه 7 سال پيش يكي از اعضاي اصلي آن در سخناني با توهين آشكار به مردم و مراجع تقليد اهانت نمود و البته سازمان مذكور نيز پس از آن رسما از اين عنصر موهن حمايت كرد. جالب آنكه دامنه اظهارات موهن فرد مذكور حتي تا امروز نيز ادامه يافته و اخيرا اين فرد به ساحت حضرت امام نيز اسائه ادب نمود. جناب آقاي مهندس موسوي! آيا ميتوان باور كرد كه اين ادعا كه شما پيرو خط امام ـ كه افتخار خود را اتصال به حوزههاي علميه ميدانست ـ هستيد، با صداقت همراه باشد و در عينحال،افراد و جرياناتي به صفوف حاميان شما پيوسته باشند و حتي در بسياري از اقصي نقاط كشور ستادهاي شما را مديريت كنند كه سابقهاي روشن در توهين آشكار و نهان به امام و خط او و ارزشهاي انقلاب دارند؟ اين تناقضات را چگونه توجيه ميكنيد؟ آيا شما كه مدعي پيروي از خط امام و اصول انقلاب اسلامي هستيد اصول عمل و شعارهايتان را از ديدگاههاي حضرت امام (ره) اخذ ميكنيد و يا آنكه از بستر جلسات با ليبرالها ـ همانها كه امام فرمود: تا من هستم نخواهم گذاشت انقلاب به دستشان بيافتد ـ و تجديدنظر طلبان ـ كه اكنون پايبند نبودن خود به راه امام را با افتخار ميپذيرند ـ شعارها و برنامهكاري خود را طراحي ميكنيد؟ جناب آقاي ميرحسين موسوي! آيا شأن كسي كه افتخار خود را نخستوزيري دولت مورد حمايت امام (ره) ميداند، اين است كه به دنبال كسب حمايت گروهك نهضت به اصطلاح آزادي و سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب و ... باشد؟ آنچه از مجموع اين رويدادها، در ذهنها متبادر ميگردد، آن است كه آن اصولگرايي كه شما از آن سخن ميگوييد نوعي "اصولگرايي مصلحتي " است به اين مفهوم كه امروز گفتمان اصولگرايي جامعهپذير و فراگير شده است، شما و بسياري ديگر چارهاي ندارند جز آنكه از اصول سخن بگويند و با آن اظهار همراهي نمايند، اما حقيقت ديدگاه شما را ميتوان در عملتان و نيز شناخت حاميانتان فهميد. جناب آقاي موسوي! در پايان لازم است از باب تكليف ديني و انقلابي خود به شما يادآور شويم كه "شما فرزند انقلاب هستيد و شعارها و اصول عملتان را بايد در شعارها و اصول انقلاب و راه امام (ره) جستجو كنيد نه در راهها و ديدگاههاي ديگران "و اين فرمايش امامخميني(ره)را هميشه در نظر داشته باشيد: "نهضت به اطلاع آزادي، طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكاست و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است... اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقيمانده بودند، ملتهاي مظلوم به ويژه ملت عزيز ما، اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا ميزدند و اسلام عزيز چنان سيلي از ستمكاران ميخورد كه قرنها سر بلند نميكرد؛ و به حسب امور بسيار ديگر نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي ندارند و ضرر آنها به اعتبار اينكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه، جوانهاي عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالتهاي بيمورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريف و تأويلهاي جاهلانه، موجب فساد عظيم، ممكن است شوند كه از ضرر گروهكهاي ديگر حتي منافقين، اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 15:34 توسط تقوایی |
|
![]() روانبخش: میثاق اصولگرایان قم در حمایت از احمدینژاد.
يك روحاني حامي احمدينژاد گفت: نمايندگان احزاب و گروههاي اصولگرا در قم بر سر حمايت از احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري دهم با يكديگر ميثاق بستند. قاسم روانبخش در گفتوگو با ايلنا مدعي شد: چند شب قبل نشستي با حضور سران و اعضاي احزاب اصولگرا مانند موتلفه، ايثارگران، جامعه روحانيت، رايحه خوش خدمت و... در قم برگزار شد كه شركتكنندگان در اين نشست كه بالغ بر 100 نفر بودند براي حمايت از احمدينژاد با يكديگر پيمان بستند. وي درباره راهاندازي ستاد انتخاباتي احمدينژاد در قم اظهار داشت: ستاد رسمي در موعد قانوني فعال ميشود اما ستادهاي غيررسمي براي برنامهريزي و پيگيري امور، آغاز به كار كرده است. دبير سياسي نشريه پرتو درباره برخي اظهارات مبني بر عدم تعيين وقت از سوي احمدينژاد براي برخي احزاب اصولگرا گفت: اطلاعي از اين موضوع ندارم اما اخيرا احمدينژاد با 13 يا 14 گروه اصولگرا ديدار داشته است و به آنها تاكيد كرد كه به وظيفه شرعي خود عمل كنند. روانبخش خاطرنشان كرد: انتخاب اصلح وظيفه شرعي همه مردم، احزاب و گروهها است، مقام معظم رهبري نيز به عنوان جانشين امام زمان بر تعيين اصلح و صالحترين فرد تاكيد داشتهاند. وي گفت: اگر احزاب به دور از حب و بغض به جمعبندي برسند كه انتخاب اصلح احمدينژاد است ،به وظيفه شرعي خود عمل كردهاند. ولي اگر به تكليف عمل كنند و به دور از حب و بغض شخصي و گروهي به فرد ديگري برسند باز هم به وظيفه شرعي خود عمل كردهاند. روانبخش، احمدينژاد را حزبي ندانست و گفت: احمدينژاد متعلق به همه ملت است.همه احزاب چپ و راست و حتي اپوزسيون خارج از كشور در سال 84 از هاشمي حمايت كردند، اما مشاهده كرديد كه احمدينژاد پيروز انتخابات شد. اين روحاني حامي احمدينژاد با بيان اينكه طرفداران احزاب وگروههاي سياسي در شهرستانها و استانها منتظر تصميم احزاب در مركز كشور ننشستهاند و خودشان تصميمگيري كردهاند، افزود: احزاب اصولگرا در تمام استانها در زير چتر گفتمان امام و انقلاب جمع شدهاند و از احمدينژاد حمايت ميكنند. اميدواريم احزاب مركز هم هر چه زودتر تصميم خود را اعلام كنند. روانبخش گفت: آقاي احمدينژاد از درياي ملت نيرو ميگيرد و احزاب در ميان درياي ملت از سهم ناچيزي برخوردارند و به عبارتي ميتوان گفت كه همه احزاب نقش رود در مقابل درياي ملت را دارند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 15:20 توسط تقوایی |
|
|
جناب آقای لاریجانی ريیس مجلس شورای اسلامی
با سلام پس از اعتراض رئیس جمهور محترم نسبت به اقدامات مجلس در خصوص تغییر لایحه بودجه 88 جنابعالی نامهای در پاسخ به اعتراض ایشان در رسانهها منتشر نمودید. در این خصوص بر خود لازم دیدیم که نکاتی را به شما یاد آور شویم که در ذیل به آنها اشاره شده است نوشتن لایحه بودجه از وظایف دولت بوده و دولت مطابق با سیاستهای خود آن را تنظیم مینماید و مجلس شورای اسلامی آن را به تصویب میرساند. عقلا و عرفا مجلس به صورت جزئی این لایحه را اصلاح و تصویب مینماید اما در مورد بودجه 88 ما شاهد آن هستیم که مجلس ماهیت این لایحه را تغییر داده به طوری که دیگر نمیتوان نام لایحه بر آن نهاد و بیشتر به یک طرح شباهت دارد تا یک لایحه. تغییر ماهیت این لایحه موجب میشود که دولت نتواند در راستای سیاستهای خود حرکت نماید. متأسفانه رفتار شما در صحن مجلس یکی از دلایل این اشتباه بود. از این جهت که دولت باید از سیاستهای خود دفاع نماید اعتراض دولت بجا و قانونی است. آقای لاریجانی فراموش ننمایید که مقام معظم رهبری در آستانه انتخابات مجلس هشتم فرمودند که به کسانی رأی دهید که دولت را در خدمت رسانی یاری دهند. اما مجلسی که شما ریاست آن را بر عهده دارید در حال حاضر در سیاستهای دولت سنگ اندازی میکند. آقای لاریجانی چگونه است که طرح هدفمند کردن یارانهها که دولت نهم به مدت دو سال بر روی آن کار کارشناسی انجام داده است و از کمیسیون تلفیق مجلس هم عبور کرده است، در جلسه نیم ساعته مجلس زیر پا گذاشته شده است؟ آیا به نظر شما چنین تصمیمی کارشناسی شده است؟ بسیاری از کارشناسان لایحه(طرح) بودجه 88 را غیر منسجم دانسته و ناهماهنگ دانسته و معتقدند که دولت نمیتواند آن را اجرا نمایید و این نتیجه تغییر بدون کارشناسی مجلس در یک جلسه نیم ساعته است. متأسفانه این مصوبه مجلس نمیتواند به دولت در راستای اهدافش کمک نمایید. این مصوبه با اصل 52 و 53 مغاییر است. اظهارات سخنگوی شورای نگهبان مؤید این سخن است. شورای نگهبان به این مصوبه در 8 مورد ایراد وارد نموده است. لحن نامه شما به رئیس جمهور و رفتار شما در مجلس نشان دهنده یک رفتار حقوقی نیست. در شرایطی که دولت ائتلافی در کشور در انتخابات ریاست جمهوری مطرح است طبیعی است که در این طرح دولت کنونی باید تضعیف شود. اینگونه برخورد شما میتواند یک واکنش سیاسی نسبت به نامه دکتر احمدینژاد باشد. آقای لاریجانی طرح هدفمند کردن یارانهها در راستای اهداف نظام است لذا از شما خواهشمندیم که برای اهداف سیاسی به اهداف نظام خدشه وارد نسازید. به کاربردن کلمه طنز نسبت به سخنان دکتر احمدینژاد یکی دیگر از نکات قابل توجه در نامه شما بود. شما در مصاحبه خود نامهها را حقوقی دانسته بودید نه سیاسی. اما بکار بردن این جمله در نامه خود موجب توهین به دولت و کاهش شأن این قوه گردیده است. که حاکی از یک رفتار کاملا سیاسی میباشد. بهتر است که این سخن مقام معظم رهبری را به شما یادآور شویم که فرمودند: بی بند و باری در اظهار نظر علیه دولت چیزی نیست که خداوند متعال از آن بگذرد. آقای لاریجانی در جنگ احزابی که مقام معظم رهبری فرمودند علیه دولت شکل گرفته است شما در کدام طرف قرار گرفتهاید؟ علیه دولت؟ جناب آقای لاریجانی به شما توصیه میکنیم در تعامل با دولت منافع ملت را در نظر بگیرید فراموش نکنید که شما رئیس خانه ملت هستید. دخالت دادن سلایق سیاسی خود در برخود لوایح یک نوع بی بند و باری است.
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر منبع:بچه های قلم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 22:35 توسط تقوایی |
|
|
يك نماينده ي مجلس: اظهارات خاتمي يك شانتاژ انتخاباتي است محمد كرمي راد عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: مردم بهتر در مورد اين مساله قضاوت مي كنند و اين مساله با توجه به پيشينه ي دولتاصلاحات و عملكرد ضد و نقيض اين طيف براي مردم كاملا قابل فهم است.وي گفت: با روي كار آمدن دولت نهم اروپايي ها در كار دولت سنگ اندازي كردند و مانند بسياري از موارد كه در گذشته به جهت تخريب چهره ي دولت توسط عوامل داخلي و خارجي انام شد، اين مورد هم دليلي جز اين ندارد.عضو كميسيون امنيت ملي مجلس تاكيد كرد: اظهارات اخير خاتمي شانتاژ تبليغاتي براي انتخابات است، ولي اين افراد بايد بدانند كه اگر هم انتقادي دارند بايد انتقاد سازنده كنند نه اين كه به تخريب و انتقاد تخريبي عليه دولت بپردازند؛ چون مردم ما تصميم مي گيرند و مي دانند كه چه كسي را انتخاب كنند. خاتمي در روزهاي گذشته اقدام اخير اتحاديه ي اروپا در حذف نام گروهك منافقين از ليست تروريست ها را نتيجه ي عملكرد دولت نهم خوانده بود كه اين سخنان علاوه بر واكنش تند نمايندگان مجلس، واكنش اگاهان سياسي را هم در پي داشت.حسين شريعتمداري در همين رابطه گفت: بايد از آقاي خاتمي پرسيد آيا كينه توزي آمريكا و متحدانش عليه ايران اسلامي ،تروريست بودن منافقين و ماهيت اين گروهك به عنوان يك گروهك تروريستي تحت اختيار آمريكا و......هيچ كدام در نگاه جنابعالي دليل قانع كننده اي براي خارج كردن منافقين از ليست گوههاي تروريست نبوده است كه شما در اظهارات خود به جاي آن كه آمريكا و متحدانش را محكوم كنيد انگشت اتهام خود را به سوي دولت نهم دراز كرده ايد؟؟؟!!!! وي درادامه تصريح كرد:جناب آقاي خاتمي شما واقعا پاسخ را نمي دانيد؟ آيا پاسخ اين سوال غير از اين است كه دولت اصلاحات در بخش قابل توجهي از عملكرد و مواضع خود همان خواسته هاي آمريكا و متحدانش را دنبال مي كرد و دشمنان بيروني باروي كار بودن دولت شما ديگر نيازي نمي ديدند از منافقين به عنوان سگ زنجيري استفاده كنند؟آقاي خاتمي مگر در دوران شما شعار نمي دادند توپ، تانك، بسيجي ديگر اثر ندارد؟!!...بنا براين تصديق مي فرمائيد كه دولت اصلاحات آشكارا در خدمت اهداف امريكا و متحدانش بوده است و آمريكا با وجود دولت اصلاحات ديگر نيازي به استفاده از يك گروهك ورشكسته و بي حيثيت نظير منافقين نمي ديد!!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 19:30 توسط تقوایی |
|
|
خاتمي:در دولت نهم از اصول انقلاب منحرف شديم!!!!! محمد خاتمي در آخرين اظهار نظر خود مدعي شد:دوران حاكميت دولت نهم، دوران انحراف از اصول و ارزشهاي انقلاب بوده است.وي در اين خصوص گفت: اگر ما مي گوييم كشور به تلاش زيادي نياز دارد كه شرايطش به چند سال پيش برگردد به معناي عقب گرد و سير قهقرايي نيست بلكه به اين معناست كه ما از مسيري كه داشتيم انحراف پيدا كرده ايم و براي پيشرفت و اعتلا بايد از راه انحرافي باز گرديم و در راهي كه مارا به هدف هاي والايمان نزديك ميكند حركت كنيم.خاتمي در حالي كه در سخنان خود با صراحت تلاش هاي دولت نهم را نفي مي كند،با ابراز تاسف از اين كه ((در سال هاي گذشته در نفي دوره هاي گذشته شعارهايي داده شد ه است))،اظهار داشت: نتيجه ي اين نفي ها و شعارها اين بودكه از اهداف چشم انداز عقب افتاديم و اجراي عدالت در جامعه ي ما كمتر شد!!!!!!! اين سخنان در حالي مطرح مي شود كه مقام معظم رهبري در سخنان خود ضمن انتقاد صريح از برخي جهت گيري ها و سياست ها در دوران اصلاحات، دوران مديريت دولت نهم را دوره ي بازگشت به ارزش هاي اصيل انقلاب و گفتمان امام و عدالت خواهي معرفي كرده اند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 19:44 توسط تقوایی |
|
|
از ذلت تا عزت انقلاب گل واژه هاي عزت وسرفرازي،با آيات ايستادگي،استقامت،ارزش محوري و اصول گرايي شكل مي گيرد،و مولفه هاي ذلت و سر افكندگي را نشانه هايي چون خود باختگي،خود فروشي،خود كم بيني،خيانت وخدعه تشكيل مي دهند.امروز دوباره مرده اي را لباس زندگان پوشانده اند،مترسكي را جامه ي حيات برتن نموده اند،مقلدي را خداي تفكر خوانده اند و مترجمي را تئوريسين رفورميزم نام نهاده اند. باز بر طبل آزادي و مدنيت مي كوبند و با نداي((بشتاب،بشتاب))،ياران آخرين منجي اصلاحات را برسر خوان((آمدن،آمدن))گرد آورده اند..شيطان دوباره ياران خويش را برانگيخته است تا با حزب خويش،بر صراط الهي كمين كند و رهزن طريق پا برهنه گان مستضعف و زاغه نشينان مظلوم گردد.ابليس و يارانش، باز بر دهل ستيز كوبيده اند،وبا صرير((آمدم،آمدم)) گروهي افليج و ميت را پيرهن خلديان پوشانده اند، و مترسكان مترجم و مرتجع خود را دوباره راهي نبرد با جبهه ي انبياء، اولياء ودانشمندان موحد نموده اند. عرصه ي حساس رياست جمهوري،صحنه ي جا به جايي مركزيت قدرت و ثروت است، اين طور نيست كه با جا به جايي ثروت و قدرت در راس حكومت تنها ريش يا لباس ها عوض شوند:بلكه هويت،ارزش ها،آرا، آرمان ها مباني فكري و اعتقادي نيز جا به جا مي شوند. در دوره اي در اين كشور،سينه چاكان و مامومان غرب با به قدرت رسيدن،همانند يك اپوزيسيون از داخل حكومت ومجلس، در مقابل صريح ترين اعتقادات و آرمان هاي اين مملكت ايستادند و اعتراض اسلام شناسان را نيز برانگيختند.در چالش غربگرايي يا تكيه بر پتانسيل داخلي؛ غير از موفقيت هاي علمي كه با عقل قابل سنجش و الگوگيري است- كه مقلدان به اين بخش كاري ندارند آرماني بالاتر از آزادي جنسي از آن ها ياد نگرفته اند- بايد گفت: سراسر نظام حاكم در غرب انباري از فساد،بردگي انسان ها ، بندگي زنان ، زر سالاري شيفتگان ابليس، دنيا گرايي،فريب خدعه و تزوير است. غير از اين شهر مردگان؛كه ساكنان آن با ماری جوانا به سماع عارفانه مي روند و با آواي صهيونيست، به خلسه ي تخدير بار مي يابند،شهر آرمان ها و زندگان است كه ساكنانش، با رقص جهاد ميدان دار بيداري اند و با سماع اجتهاد به ترنم زيباي انقلاب اسلامي دل سپرده اند. اينان در نماز خويش نه به غرب اقتدا مي كنند و نه شرق را معبود خويش برمي گزينند.اينان در قرائات قرآني خود نه رو سوي خاور مي كنند و نه گوش به باختر مي سپارند. اينجاست كه عزت از ذلت،عرف از اسلام، قرائت امام خميني از اسلام با قرائات آقايان از دين،عمومي يا خصوصي بودن اخلاق در امور پابليك، شخصي يا همگاني بودن مسئله ي مقاومت جهاني، تروريست يا آزاديخواه بودن حماس و حزب الله، خشونت طلب بودن يا حماسه سازي شهيدان، عدالت طلبانه بودن اقتصاد يا جناحي و فاميلي بودن آن، ولايت فقيه يا وكالت فقيه، علي(ع) مجاهد مبارز يا يك ليبرال انتقاد پذير، غدير به معناي دوستي يا سرپرستي، حسين(ع) اصلاح طلب در دين جدش يا مصلح در دين امت جدش، حسين(ع) خشونت طلب يا سرافراز و مجاهد، قرآن محوري يا قرآن سوزي، احترام به زيارت عاشورا يا سوزاندن آن، مقاومت و ايستادگي يا توبه از گذشته ي پارتيزاني و چريكي و....آشكار مي گردد. اين جاست كه بايد به قول (حامد الگار)، استاد مسلمان انگليسي دانشگاه هاي آمريكا، كه گفت: در دوم خرداد صداي ذلت از انقلاب ايران شنيدم. ما براي شنيدن صداي انقلاب ايران گوش تيز كرديم كه ناگهان ديديم صداي ذلت و توبه از داخل ايران مي آيد و صداي عزت و ايستادگي ايران به ذلت و غلط كردن تبديل شد!!! آري وقتي حزب الله، اسير تفرقه مي شود و بوي گوشت و سهم خواهي به مشام ها مي رسد و خواص در خواب فرو مي روند، و برخي مجتهدان فقط به اجتهاد در عبادات فردي مي انديشند و از اجتهاد در مسائل مبتلا به جامعه طفره مي روند و انديشمندان از توليد ادبيات جديد ديني عاجز مي مانند و اهل رزم از گذشته ي انقلابي توبه مي كنند ودست در دست سرمايه داران به چاپيدن و پر نمودن جيب خود و خانواده و هم باندي خود مي انديشند، نا اهلان به راس قدرت و ثروت نزديك و نزديك تر مي شوند و تضاد آرمان ها و ارزش ها برجسته تر مي شود. اينجاست كه فحش خوردن ها شروع مي شود نا سزا شنيدن ها آغاز مي شود،حمله به ارزش ها حتي از داخل خود حكومت اسلامي همانند دشمنان حربي از سر گرفته مي شود ، شخصيت هاي علمي مبارز با شديد ترين ترورهاي شخصيت مواجه مي شوند، در گل آلود ترين فضا همه جور حرف رد و بدل مي شود و هيچ قرائتي صريحا تاييد يا رد نمي شود تا هميشه راهي براي فرار باز باشد. يكي از مواردي كه در دوم خرداد ، در تضاد آشكار با دين توسط آقاي خاتمي و دوستانش در مجلس صورت گرفت : راي ننگين به الحاق ايران به(( كنوانسيون رفع كليه ي اشكال تبعيض عليه زنان)) بود. هيات دولت خاتمي در آذر1380اين كنوانسيون را با شرط((در چارچوب شرع)) پذيرفت.(افق حوزه،9تير1382،ص7) آن ها براي كاهش فشارهاي سياسي غرب به جاي ايستادگي و استقامت با عقب نشيني از اصول اسلام در بحث زنان،كاتوليك تر از پاپ شدند و به جاي علما و مراجع كه سال هاي سال زحمت مي كشند تا بتوانند حكم اسلام را در مسئله اي بيابند،نشستند و علي رغم نظر اسلام شناسان،هماهنگ با خدايان آزادي زن در غرب به اين كنوانسيون ننگين كه با اسلام در تضاد است راي دادند. اكنون براي روشن شدن نسل سومي ها كه معمولا در آن دوران ننگين مشغول درس و تحصيل بودند و اكنون با جاذبه ي مطبوعاتي لائيك ها مواجهند ، گوشه اي از اعتراض علما به اين طرح مخالف اسلام منعكس مي شود.
آية الله خامنه اي: پيوستن به معاهده ي مذكور براي مسلمان و دولت هاي كشورهاي اسلامي اگر پايبند به احكام نوراني و حيات بخش اسلام هستند،جايز نيست. آية الله فاضل لنكراني: الحاق به معاهده ي مذكور كه متضمن موارد خلاف شرع بيّن است، جايز نيست وتقيد به قيد مذكور(در چارچوب شرع) از دايره ي لفظ تعدي نمي كند. آية الله صافي گلپايگاني: امضاء و تصويب اين كنوانسيون هويت اسلامي امضاء كننده و تصويب كننده ي آن را از هر هيات و مجلسي باشد، مخدوش مي كند و زير سوال مي برد. آية الله نوري همداني: اين كنوانسيون هدفي جز كوبيدن اسلام و اثبات برتري تمدن غرب بر فرهنگ اسلام ندارد، روح اين كنوانسيون، نفي حجاب براي زن و نفي عده نگه داشتن و نفي تعدادي ديگر از ضروريات اسلام. آية الله مصباح يزدي: اين معاهده حد اقل در 90مورد با قوانين آسلامي مغايرت دارد،جاي تاسف است كه علي رغم رد اين طرح در شوراي انقلاب فرهنگي در سال 1375 با اين حال اين طرح در مجلس شوراي اسلامي،با يك قيام و قعود تصويب شده است.(افق حوزه،20 مرداد1382،صص3و2) حال جاي اين سوال مطرح است كه آقايان به جاي توبه از گذشته ي ذلت بار خود،چرا احمدي نژاد را به مخالفت با روحانيت متهم مي كنند، در حالي كه همين طرحشان سبب راهپيمايي و تعطيلي در قم و اعتراض شديد مراجع و علما شد؟ بهتر است به جاي هر روز چاووشي خواني و ترانه ي (آمدم ، نيامدم)، و بازي با مردم، بدانند كه مردم حافظه ي تاريخي دارند و خدمت احمدي نژادها وخيانت برخي را فراموش نمي كنند. اين مردم همان مردمي هستند كه با هوشياري مثال زدني خود، دوم خردادي هاي هوچي گر را از كرسي قدرت به زير كشيدند تا دولت به دست مردم و خادمان مردم،اداره گردد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 19:12 توسط تقوایی |
|
|
ليسانس خاتمي و سه پرسش ساده
طي يك هفته ي اخير اخباري در خصوص نحوه ي صدور مدرك ليسانس آقاي سيد محمد خاتمي در رسانه هاي رسمي و سايت هاي خبري منتشر شده كه بسيار تامل بر انگيز بوده و پرسش هايي را در اذهان عمومي ايجاد كرده است.دوشنبه ي دو هفته ي گذشته ابتدا سايت خبري البرز ضمن بررسي تصوير منتشر شده از مدرك ليسانس سيد محمد خاتمي درباره ي اصالت آن پرسش هايي را مطرح كرده بود.در گزارش اين سايت آمده بود:(آن چنان كه تصوير اين مدرك نشان مي دهد آقاي سيد محمد خاتمي فرزند سيد روح الله داراي شناسنامه ي شماره ي 153صادره از يزد متولد 1322در تير ماه 1348 تحصيل در رشته ي فلسفه را در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان با موفقيت به پايان برده و دانشنامه ليسانس دريافت كرده است .البرز در ادامه افزوده بود:اما آن چه كمي شك برانگيز است سربرگ اين دانشنامه است كه متعلق به دو لت جمهوري اسلامي ايران در سال 1348است! البته شايد عنوان شد به دليل تحصيلات حوزوي مدرك معادل ليسانس به آقاي خاتمي اعطا شده اما تاكيد بر اتمام تحصيل در رشته ي فلسفه در دانشگاه اصفهان اين فرضيه را رد مي كند.ضمن آن كه با تصور صدور اين مدرك در دروره ي حكومت جمهوري اسلامي ايران تاريخ مهر و امضاي سمت راست پايين صفحه روز 29 اسفند سال 1349را نشان مي دهد روزي كه معمولا براي آغاز سال نو تعطيل است! پس از آن خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) به نقل از يك منبع آگاه اعلام كرد: مدرك ليسانس سيد محمد خاتمي در سال 80 همزمان با رياست جمهوري وي صادر شده است.اين گزارش مي افزايد:پيرو درج گزارشي در يك سايت اينترنتي در خصوص احتمال جعلي بودن مدرك ليسانس سيد محمد خاتمي رئيس جمهور سابق كشورمان كه بر مبناي احتمال مخدوش بودن تاريخ و سربرگ مدرك وي اعلام شده بود يك منبع آگاه در دانشگاه اصفهان به خبرنگار ايرنا گفت:آقاي سيد محمد خاتمي در سال 1344در رشته ي فلسفه ي دانشگاه اصفهان ثبت نام نموده و تحصيلات خود را با موفقيت پايان برده است.وي در عين حال افزود: البته دانشنامه ي ليسانس آقاي خاتمي 36سال بعد و همزمان با آغاز دوره ي دوم رياست جمهوري وي در تاريخ 17 شهريور 1380توسط رئيس وقت دانشگاه اصفهان صادر شده و در اختيار وي كه آن زمان در منصب رياست جمهوري بود قرار گرفته است.روز شنبه اما مجددا در همين راستا خبري توسط خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) منتشر شد كه بر ابهامات موضوع مدرك ليسانس آقاي خاتمي افزود.ايرنا در همين ارتباط گزارش داد: در زمان مدرك ليسانس سيد محمد خاتمي در سال 80هيچ سابقه ي تحصيلي از وي در دانشگاه موجود نبوده است.اخبار رسيده به ايرنا در اين زمينه حاكيست كه مدرك ليسانس فلسفه ي آقاي خاتمي در زمان رياست حمهوري وي صادر گرديد و هنگام صدور اين مدرك هيچ نوع پرونده ي تحصيلي و ريز نمرات مربوطه كه فارغ التحصيلي آقاي خاتمي را تاييد نمايد در اين دانشگاه موجود نبود گفته مي شود كه مدرك ليسانس آقاي خاتمي تنها بر مبناي پي گيري و دستور مستقيم رئيس وقت دانشگاه اصفهان و همزمان با سفر آقاي خاتمي به اصفهان ، در شهريور سال80 صادر شده است. البته گويا مدتي بعد از صدور مدرك ليسانس براي آقاي خاتمي ،پرونده اي براي نمايش سوابق تحصيلي وي در دانشگاه اصفهان ايجاد شد. به نظر مي رسد موضوع پرونده ي تحصيلي آقاي خاتمي در دانشگاه اصفهان و نحوه ي صدور مدرك ليسانس براي وي واجد پيچيدگي هايي است كه لازم است وزارت علوم و دستگاههاي نظارتي ذيربط اين مساله را براي تنوير افكار عمومي بررسي نمايند.البته تا اعلام نظر رسمي مراجع ذيصلاح در خصوص قانوني يا غير قانوني بودن ساز و كارهاي صدور مدرك ليسانس آقاي خاتمي صبر كرد تا مشخص شود كه آيا صدور مدرك تحصيلي وي بر اساس شايستگي هاي دانشگاهي و علمي بوده يا براساس استفاده از رانت رياست جمهوري چنين مدركي در زمان حضور آقاي خاتمي در راس قوه ي مجريه صادر شده است. با اين حال آن چه مشخص است اين كه آقاي خاتمي تا پيش از شروع شهريور 80 هيچ گونه گواهينامه يا مدركي مبني بر اين كه فارغ التحصيل دوره ي كارشناسي فلسفه است از دانشگاه اصفهان دريافت ننموده است. در همين رابطه چند سوال مشخص را از حضور رئيس جمهور سابق كشورمان مطرح مي نمايم كه اميدوارم به دليل لزوم تنوير افكار عمومي پاسخي در خور از ايشان دريافت نمايم: 1_جناب آقاي خاتمي! در حكم كارگزيني جناب عالي_در دوران تصدي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي_ مقطع تحصيلي شما ليسانس ذكر شده است حال آن كه بنا بر مستندات موجود جناب عالي هيچ نوع مدرك تحصيلي كه ليسانسيه بودن شما را تاييد كند در اختيار نداشتيد.پس چگونه وبر اساس كدام ضوابط اداره ي كل كار گزيني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در آن زمان نسبت به صدور چنين حكمي اقدام نموده است؟ آيا نمي توان گفت كه ملاحظات مربوط به موقعيت جناب عالي به عنوان مقام عالي وزارت ارشاد چنين عمل غير قانوني را رقم زده است؟ 2_ جناب آقاي خاتمي! در تمام دوراني كه جنابعالي به عنوان وزير ارشاد فعاليت مي نموديد مطبوعات كشور كه تحت نظارت مستقيم وزارت متبوع شما بودند و غالبا شما را "دكتر خاتمي مي خواندند(كه البته همچنان روزنامه ي اطلاعات بر اين سنت قديمي پايبند است) اين تبليغات رسانه اي در شرايطي كه جنابعالي هنوز مدركي دال بر ليسانس در اختيار نداشتيد با مخالفت و ممانعت شما روبه رو نشد چرا؟ 3_ جناب آقاي خاتمي! جنابعالي در تبليغات انتخاباتي منتهي به خرداد خود را فارغ التحصيل مقطع كارشناسي فلسفه معرفي كرديد حال آن كه در اين رابطه هيچ گاه مدركي در اختيار نداشتيد.آيا فكر مي كنيد با مردم صادقانه رفتار كرده ايد؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 16:43 توسط تقوایی |
|
|
شهادت جانسوز پیام آور کربلا امام سجاد(ع) تسلیت باد
اسم شريفش علي و مشهورترين القابش زين العابدين و سجاد و مشهور ترين كنيه اش ابوالحسن و والده ي ماجده اش شهربانو دختر يزدگرد آخرين پادشاه ساماني بود.ولادت فرخنده اش پانزدهم جماد الاولي سال 38هجري و عمر شريفشان 56سال بوده است ايشان بعد از اولين تشييع جنازه ي رسمي که از خاندان پيامبر انجام گرفت در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 19:6 توسط تقوایی |
|
|
پيروزي نزديك است
كساني كه دو سال پيش جنگ 33 روزه ي حزب الله لبنان با رژيم جعلي صهيونيستي را دنبال مي كردند خوب به خاطر دارند كه پس از گذشت 2هفته آثار شكست در جبهه ي شيطاني صهيونيسم آشكار شد ودر رفتاري ملتمسا نه به دنبال راه گريز و آتش بس بود.درآن هنگام آمريكايي ها كه از خالي شدن زود هنگام معركه توسط صهيونيست هاي واداده عصباني شده بودند و به آن ها فشار وارد مي كردند كه ميدان را خالي نكنند وجنگ را ادامه دهند.در جنگ سفاكان صهيونيسم با مردم بي دفاع غزه همان موضوع در حال تكرار است.سانسور شديد رسانه هاي صهيونيستي و رسانه هاي مشهور جهاني كه به خواست رژيم صهيونيستي اخبار را سانسور ميكنند،تنها به اين خاطر نيست كه مردم جهان از جنايات صهيونيست ها آگاه نشوند بلكه بخش مهمي از آن به اين خاطر است كه حماس قهرمان به ميزان موفقيت هايش در ضربه زدن به ارتش پر مدعا اما از نفس افتاده ي رژيم صهيونيستي و نيز وفشار اجتماعي و وحشتي كه در بين شهروندان صهيونيست وارد كرده،واقف نگردد،و روحيه اش تقويت نشود. موشك هاي مهار نشدني حماس توانسته اند حدود يك ميليون آواره يعني تقريبا معادل يك پنجم جمعيت رژيم صهيونيستي را بر روي دست آن ها بگذارد. مردمي كه در ابتداي تهاجم اسرائيل به غزه از تهاجم دفاع مي كردند امروز كه گرفتار وحشت و آوارگي شده اند از ايده گذشته اشان پشيمان گشته و خواهان آتش بس هستند واين مسئله مشكل رژيم صهيونيستي را دو چندان كرده است.بر ملا شدن محاسبات اشتباه سران رژيم صهيونيستي در حمله به غزه و مقاومت شجاعانه ي حماس و ساير گروه هاي مبارز فلسطيني در برابر ارتش متجاوز ژيم صهيونيستي كه تا كنون حد اقل45كشته و بيش از120 زخمي داده،آتش اختلاف را ميان صهيونيست ها شعله ور ساخته است تا چند روز پيش ايهود باراك كه فرماندهي جنگ را بر عهده دارد با ادامه ي جنگ مخالفت داشت واولمرت و ليوني وزير خارجه خواهان ادامه ي جنگ بودند اما در وضعيت فعلي تنها ليوني از ادامه ي جنگ حمايت مي كند. از حالا به بعد سرنوشت جنگ را ((اراده ها ومقاومت ها)) تعيين مي كند. پر واضح است اراده و مقاومت نيرو هاي رزمنده ي فلسطيني با اراده و مقاومت مردم قهرمان غزه گره خورده است اين مردم بلا كشيده وقد خم نكرده نشان داده اند كه با اراده ي محكم، مقاومت جانانه و حمايت از مجاهدانش را برگزيده اند و در طرف مقابل هيچ نقطه ي اشتراكي ميان صهيونيست هاي ساكن، رهبران سياسي، فرماندهان نظامي و سربازان وجود ندارد.واقعيت هاي اسرائيل نشان مي دهد در مخيله ي آن ها تنها يك روياي خوش در طيران است آن هم فرار از معركه ي غزه و پايان يافتن وحشت و اضطراب جانكاه .حال گروه هاي مبارز فلسطيني بايد بدانند دشمن در لبه ي پرتگاه قرار دارد و با اندك مقاومتي سقوط خواهد كرد. پس پيروزي در سايه ي مقاومت بسيار نزديك است.ان شاءالله |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 20:28 توسط تقوایی |
|
|
مخالفان احمدي نژاد چه كساني هستند؟ آقاي احمدي نژاد مي خواهم برايتان از مخالفان بگويم شايد شما هم قبول داشته باشيد كه مخالفان خرد وكلان شما دو دسته اند :گروه اول كساني هستند سياست هاي كلي شما را قبول دارند ولي گاهي با بعضي كارهاي شما مخالفند يا بهتر بگويم انتقاد ميكنند كه گاهي به جا و اكثرا نا بجاست كه البته شما به همه ي انتقاد ها چه بجا وچه نا بجا رسيدگي وتوجه داريد و نسبت به نظرات ديگران بي اهميت نيستيد. واما گروه دوم :اين گروه كساني هستن كه با اصول فكري و شيوه ي رفتاري شما در اداره ي كشور مخالفند آن ها فقط ميخواهند كه شما در صحنه ي سياست نباشي تا تفكرت كه همان تفكر ضد سرمايه داري است بر جامعه حاكم نباشد آن ها تورا تخريب ميكنند و درباره ي تو سياه نمايي ميكنند تا شايد روشني هايت ديده نشوند بعضي از آن ها به حد اقل انصاف و اخلاق نيز در نقد پايبند نيستند.البته وقتي انسان خدا را از زندگي خود فاكتور بگيرد ديگر سر زدن چنين رفتاري از او جاي تعجب ندارد. اين گروه فقط نگران انتخاب شما در دوره ي دهم انتخابات رياست جمهوري نيستند،آن ها به فكر مردم و دغدغه ي امور ملت هم نيستند.آن ها آينده نگر تر از اين صحبت هايند مخالفان تخريب گر شما نگران و ترسانند از اين كه مردم با شيوه ي كشورداري ومديريتي صحيح شما كاملا آشنا شوند و با آن ارتباط برقرار كنند ساده زيستي شما پر كاري شما و اين كه مي بينند محرومين جامعه تو را از جنس خودشان مي دانند آنان را عذاب مي دهد.و اين گونه است كه بيشتر آقازاده ها و مرفهين از شما بيزارند مخالفان تخريب گر شما نگرانند شيوه ي تو در اداره ي كشور،صراحت تو در مقابل دشمنان،ايستادگي و موضع گيري روشن و قاطع شما براي گرفتن حق مردم از اجانب ، به ارزش ها وگفتمان اصلي كشور تبديل شود آن ها نگرانند كه مردم دوباره اين اميد در دلشان زنده شود،كه آري مي شود رئيس جمهوري داشت كه ساده بپوشد،ساده بخورد،حق ماموريت نگيرد با مردم ساده و صادقانه حرف بزند به فكر نان شب وسقف بالاي سرشان باشد،از زير بار انجام طرح هاي بزرگ ومفيدمانند سهميه بندي بنزين از ترس را ي نياوردن وكم شدن محبوبيت شانه خالي نكند،هنگام سخنراني در مجامع بين المللي از دشمن نترسد وبا صراحت حرف خود را بزند،در مقابل ديدگان جهانيان دشمن را در خاكش به چالش بكشد،وخود را به معناي واقعي خود را خادم مردم بداند ودر كل اميد ورا باشند مي توانند رئيس جمهوري داشته باشند رفتار ومرام كشورداري اش البته نه به طور كامل ولي تاحد زيادي مانند حكومت علي(ع) باشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 17:14 توسط تقوایی |
|
|
غزه باران آتش،سیلاب خون اين روزها اسرائيلي هاي غاصب بار ديگر به خيال خودشان عرصه را بر مردم مظلوم غزه تنگ كرده اند آنها گمان مي كنند با كشتن چند زن و كودك بي دفاع و فرو بردن يك شهر در تاريكي مي توانند مقاومت يك ملت قهرمان را درهم بشكنند.اما چه كوردل اند آن ها كه شهرك هاي يهودي نشين را روشن و پرنور مي بينند و غزه ی قهرمان را تاريك. چشمان دل را باز كنيد و ببينيد كه اين آسمان غزه است كه هر روز و هر شب نور باران است. براستي آنجا كه در هر روزش شماري از پاك ترين جوانان و زنان و كودكان بي گناه به ملكوت اعلا عروج مي كنند تاريك تر است يا سرزمين هايي كه كوردلان و تهي مغزان جهان را در خود جاي داده است.اين كلام حق تعالي است كه مي فرمايد : ((خداوند سرپرست كساني است كه ايمان آورده اند آنها را از ظلمت ها به سوي نور بيرون مي برد (اما) كساني كه كافر شدند اولياي آنها طاغوتها هستند كه آنها را از نور به سوي ظلمتها بيرون مي برند آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.))(سوره بقره آیه ۲۵۷) و اما چند كلمه هم با سردمداران هوسباز كشورهاي عربي! با شماهستم كه نام مسلمان بر خود نهاده ايد و قدح هايتان را به سلامتي شيطان مي نوشيد. با شما كه اگر به اندازه شكمهايتان به فكر عزت اسلام بوديد اكنون وضع مسلمانان اينگونه نبود. روزهاي ذلت شما هم پيش روست هرچند كه اكنون هم از عزت بي بهره ايد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 14:44 توسط تقوایی |
|
|
اين روزها شهرهامان، حال و هواي محرم را پيدا كرده اند. بيرقهاي عزاي "يا حسين" بر سردر خانهها و مغازهها و اماكن مختلف برافراشته شده که با ديدن آنها دلها هوايي ميشوند. و از کوی و برزن این نوا شنيده ميشود:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است - السلام عليك يا اباصالح المهدى(عج) السلام عليك يا امين الله فى ارض و حجته على عباده (يا صاحب الزمان آجرک الله) ماه محرم بر شما عاشقان حسين تسليت باد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 19:2 توسط تقوایی |
|
|
احمدي نژاد:در جلسات رسمي به من توهين ميكنند
محمود احمدي نژادجمعه در همايش مبلغان حسيني در مدرسه فيضيه قم سخنراني كرد كه اين سخنراني حاوي نكات جالبي بود. احمدي نژاد در اين مراسم از توهينهاي مكرر برخي مسئولان و چهره هاي سياسي كشور به او بخاطر مقاومت در موضوع هسته اي خبر داد. احمدي نژاد در اين باره گفت:«در بعضي جلسات رسمي به صورت حضوري و رودررو به من توهين ميكنند كه تو با پافشاري بر سر مساله هستهاي و غنيسازي، داري براي كشور هزينهسازي ميكني. همينها وقتي قرار بود قطعنامهاي عليه ما صادر شود، فورا از تريبونهاي مختلف صحبت ميكردند كه احمدينژاد دارد براي كشور بحرانسازي ميكند. بعد وقتي بر اثر پافشاري ما، موفقيتي نصيب كشور ميشد و دشمن عقبنشيني ميكرد، همين آدمها باز هم سر و صدا ميكردند كه ما در اين موفقيتها شريك بوديم و ما هم نقش داشتيم و چرا دولت نهم ميخواهد همه ماجرا را به اسم خودش تمام كند؟» ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 17:53 توسط تقوایی |
|
|
ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا ماهيت نامه ي دكتر محمود احمدي نژاد به اوباما رئيس جمهور منتخب آمريكا وقصد و انگيزه ي او ناشي از يك روحيه و منش توحيد ي وجهان بيني اسلامي است.كه ريشه در تفكرات واخلاقيات و كنش بسيجي دارد ونشان از ان دارد كه نگارنده ي چنين نوشتاري در مقام يك رهرو و مريد ي وفادار وهوشيار ان چه را كه در روزگاري نه چندان دور درمكتب مراد خويش امام خميني(ره)به نيكي آموخته و به نحو احسن آن را پاس داشته وسپس به تبعيت از امام و مقتداي خويش كه زمان شناسي بي نظير وسياست مداري مقتدرومصلح وبسجي اي شجاع وغيور بوده به هنگام ضرورت و به اقتضاي زمانه طي يك اقدام شجاعانه در راستاي عمل به تكليف شرعي (تولي وتبري) ودفاع از حقوق بشر(خليفه ي الهي) ودر تداوم امر هدايت تشريعي كه از وظايف اولياء الله ،صالحان ومربيان است ،به منظور انزجارو برائت از شيطان وطاغوت زمان خويش وحفظ كرامت هاي انساني و جلوگيري از به زنجير كشيدن انسان هاي شريف وهدايت شخص مخاطب آن را تحرير وارسال نموده است.اگر بگوئيم جنس نامه ي احمدي نژاد به اوباما از جنس نامه ي امام به گورباچف بوده _زيرا پيام توحيدي وجه اشتراك آن ها مي باشد_اغراق نكرده ايم. برائت ودوري جستن ازطاغوت وابراز انزجاراز شيطان بزرگ واطاعت از ولايت، تنها در شعار مرگ برآ مريكا و اسرائيل آن هم در حالي كه در صف هاي راهپيمايي از زمين وهوا توسط نيروهاي خودي محافظت ومراقبت مي شويم محدود نمي شود بلكه بايد نمود عيني وعملي در رفتاروموضع گيري سياسي يك مسلمان داشته باشد كه دقيقا اين اصل در نامه ي آقاي احمدي نژاد تحقق يافته است. در اين نامه به اوباما توصيه شده:در مسير توحيد وخط و سيري كه خالقش براي سير وسلوك ونيل به كمال مطلوب – كه غايت فلسفه ي آفرينش انسان است _ترسيم نموده طي طريق نمايد.واز بي عدالتي وظلم وستم برمردم بي دفاع ودخالت در امور داخلي ديگر كشورها وغارت حقوق عمومي انسان ها پرهيزنمايد.نامه ي احمدي نژاد به اوباما ريشه در ايمان محكم و پا برجاي او دارد نه مديريت سياسي ومصلحت انديشي او. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 14:3 توسط تقوایی |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 15:48 توسط تقوایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه زيباست توكل به خدا كردن و در ميان طوفانها با اطمينان قلب پرواز نمودن و در عمق گردابهاي خطرناك عاشقانه غوطه خوردن ودر معركه حيات و ممات بي پروا به آغوش شهادت رفتن و در قربانگاه عشق همه وجود خود را به قرباني خدا دادن و از همه چيز خود گذشتن و به آزادي مطلق رسيدن .
چه زيباست در راه معشوق تحمل درد و رنج كردن زير سنگهاي آسياب حيات خرد شدن در درياي غم فرورفتن به خاطر حق متهم شدن و نفرين و لعنت شنيدن و از همه جا رانده و از همه كس مطرود شدن . چه زيباست كه به ارزشهاي خدايي ملتزم ماندن و به خاطر خدا رنج بردن و به خاطر حق پافشاري كردن و زيان ديدن و از همه چيز خود صرف نظر كردن و فقط و فقط به خدا انديشيدن و به سوي خدا رفتن . چه زيباست شمع شدن و سوختن و راه را روشن كردن و كفر و جهل را به مبارزه طلبيدن و هيولاي ظلمت را به زانو در آوردن و وجود خود را شرط اساسي براي پيروزي نور بر ظلمت كردن . چه زيباست كه فقط با خدا ماندن و از همه عالم بريدن مطرود همه مردم شدن به كلي تنها ماندن و هيچ پناهگاهي جز خدا نداشتن و به كلي از همه جا و همه كس نااميد شدن و هيچ اميدي و آرزويي و روزنه نوري جز خدا نداشتن . چه زيباست مرگ را در آغوش كشيدن و به ملاقات خدا شتافتن و بر همه مظاهر وجود مسلط شدن و بر همه عالم و قوانين دنيا حكومت كردن و جبر تاريخ را به خاك كشيدن و مسير تاريخ را دگرگون كردن و شيطان قوي پنجه و سخت جان را شكست دادن و زيبايي انسان را در بزرگ ترين تجلي تكاملي خود نشان دادن |
| پیوندهای روزانه |
|
ستاد مجازی مردمی احمدی نژاد سایت روزنامه ی ایران سایت روزنامه ی کیهان رجا نیوز آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|