تبليغاتX
محبوب ترین رئيس جمهور


محبوب ترین رئيس جمهور


كنكاشي در عرصه ي انتخابات رياست جمهوري و سوابق مدعيان

از ذلت تا عزت انقلاب

   

گل واژه هاي عزت وسرفرازي،با آيات ايستادگي،استقامت،ارزش محوري و اصول گرايي شكل مي گيرد،و مولفه هاي ذلت و سر افكندگي را نشانه هايي چون خود باختگي،خود فروشي،خود كم بيني،خيانت وخدعه تشكيل مي دهند.امروز دوباره مرده اي را لباس زندگان پوشانده اند،مترسكي را جامه ي حيات برتن نموده اند،مقلدي را خداي تفكر خوانده اند و مترجمي را تئوريسين رفورميزم نام نهاده اند. باز بر طبل آزادي و مدنيت مي كوبند و با نداي((بشتاب،بشتاب))،ياران آخرين منجي اصلاحات را برسر خوان((آمدن،آمدن))گرد آورده اند..شيطان دوباره ياران خويش را برانگيخته است تا با حزب خويش،بر صراط الهي كمين كند و رهزن طريق پا برهنه گان مستضعف و زاغه نشينان مظلوم گردد.ابليس و يارانش، باز بر دهل ستيز كوبيده اند،وبا صرير((آمدم،آمدم)) گروهي افليج و ميت را پيرهن خلديان پوشانده اند، و مترسكان مترجم و مرتجع خود را دوباره راهي نبرد با جبهه ي انبياء، اولياء ودانشمندان موحد نموده اند.

عرصه ي حساس رياست جمهوري،صحنه ي جا به جايي مركزيت قدرت و ثروت است، اين طور نيست كه با جا به جايي ثروت و قدرت در راس حكومت تنها ريش يا لباس ها عوض شوند:بلكه هويت،ارزش ها،آرا، آرمان ها مباني فكري و اعتقادي نيز جا به جا مي شوند.

در دوره اي در اين كشور،سينه چاكان و مامومان غرب با به قدرت رسيدن،همانند يك اپوزيسيون از داخل حكومت ومجلس، در مقابل صريح ترين اعتقادات و آرمان هاي اين مملكت ايستادند و اعتراض اسلام شناسان را نيز برانگيختند.در چالش غربگرايي يا تكيه بر پتانسيل داخلي؛ غير از موفقيت هاي علمي كه با عقل قابل سنجش و الگوگيري است- كه مقلدان به اين بخش كاري ندارند آرماني بالاتر از آزادي جنسي از آن ها ياد نگرفته اند- بايد گفت: سراسر نظام حاكم  در غرب انباري از فساد،بردگي انسان ها ، بندگي زنان ، زر سالاري شيفتگان ابليس، دنيا گرايي،فريب خدعه و تزوير است.

غير از اين شهر مردگان؛كه ساكنان آن با ماری جوانا به سماع عارفانه مي روند و با آواي صهيونيست، به خلسه ي تخدير بار مي يابند،شهر آرمان ها و زندگان است كه ساكنانش، با رقص جهاد ميدان دار بيداري اند و با سماع اجتهاد به ترنم زيباي انقلاب اسلامي دل سپرده اند. اينان در نماز خويش نه به غرب اقتدا مي كنند و نه شرق را معبود خويش برمي گزينند.اينان در قرائات قرآني خود نه رو سوي خاور مي كنند و نه گوش به باختر مي سپارند. اينجاست كه عزت از ذلت،عرف از اسلام، قرائت امام خميني از اسلام با قرائات آقايان از دين،عمومي يا خصوصي بودن اخلاق در امور پابليك، شخصي يا همگاني بودن مسئله ي مقاومت جهاني، تروريست يا آزاديخواه بودن حماس و حزب الله، خشونت طلب بودن يا حماسه سازي شهيدان، عدالت طلبانه بودن اقتصاد يا جناحي و فاميلي بودن آن، ولايت فقيه يا وكالت فقيه، علي(ع) مجاهد مبارز يا يك ليبرال انتقاد پذير، غدير به معناي دوستي يا سرپرستي، حسين(ع) اصلاح طلب در دين جدش يا مصلح در دين امت جدش، حسين(ع) خشونت طلب يا سرافراز و مجاهد، قرآن محوري يا قرآن سوزي، احترام به زيارت عاشورا يا سوزاندن آن، مقاومت و ايستادگي يا توبه از گذشته ي پارتيزاني و چريكي و....آشكار مي گردد.

اين جاست كه بايد به قول (حامد الگار)، استاد مسلمان انگليسي دانشگاه هاي آمريكا، كه گفت: در دوم خرداد صداي ذلت از انقلاب ايران شنيدم. ما براي شنيدن صداي انقلاب ايران گوش تيز كرديم كه ناگهان ديديم صداي ذلت و توبه از داخل ايران مي آيد و صداي عزت و ايستادگي ايران به ذلت و غلط كردن تبديل شد!!!

آري وقتي حزب الله، اسير تفرقه مي شود و بوي گوشت و سهم خواهي به مشام ها مي رسد و خواص در خواب فرو مي روند، و برخي مجتهدان فقط به اجتهاد در عبادات فردي مي انديشند و از اجتهاد در مسائل مبتلا به جامعه طفره مي روند و انديشمندان از توليد ادبيات جديد ديني عاجز مي مانند و اهل رزم از گذشته ي انقلابي توبه مي كنند ودست در دست سرمايه داران به چاپيدن و پر نمودن جيب خود و خانواده و هم باندي خود مي انديشند، نا اهلان به راس قدرت و ثروت نزديك و نزديك تر مي شوند و تضاد آرمان ها و ارزش ها برجسته تر مي شود. اينجاست كه فحش خوردن ها شروع مي شود نا سزا شنيدن ها آغاز مي شود،حمله به ارزش ها حتي از داخل خود حكومت اسلامي  همانند دشمنان حربي از سر گرفته مي شود ، شخصيت هاي علمي مبارز با شديد ترين ترورهاي شخصيت مواجه مي شوند، در گل آلود ترين فضا  همه جور حرف رد و بدل مي شود و هيچ قرائتي صريحا تاييد يا رد نمي شود تا هميشه راهي براي فرار باز باشد.

يكي از مواردي كه در دوم خرداد ، در تضاد آشكار با دين توسط آقاي خاتمي و دوستانش  در مجلس صورت گرفت : راي ننگين به الحاق ايران به(( كنوانسيون رفع كليه ي اشكال تبعيض عليه زنان)) بود.

هيات دولت خاتمي در آذر1380اين كنوانسيون را با شرط((در چارچوب شرع)) پذيرفت.(افق حوزه،9تير1382،ص7)

آن ها براي كاهش فشارهاي سياسي غرب به جاي ايستادگي و استقامت  با عقب نشيني از اصول اسلام در بحث زنان،كاتوليك تر از پاپ شدند و به جاي علما و مراجع كه سال هاي سال زحمت مي كشند تا بتوانند حكم اسلام را در مسئله اي بيابند،نشستند و علي رغم نظر اسلام شناسان،هماهنگ با خدايان آزادي زن در غرب به اين كنوانسيون ننگين كه با اسلام در تضاد است راي دادند.

اكنون براي روشن شدن نسل سومي ها كه معمولا در آن دوران ننگين مشغول درس و تحصيل بودند و اكنون با جاذبه ي مطبوعاتي لائيك ها مواجهند ، گوشه اي از اعتراض علما به اين طرح مخالف اسلام منعكس مي شود.

 

آية الله خامنه اي: پيوستن به معاهده ي مذكور  براي مسلمان و دولت هاي كشورهاي اسلامي اگر پايبند به احكام نوراني و حيات بخش اسلام هستند،جايز نيست.

  آية الله فاضل لنكراني: الحاق به معاهده ي مذكور كه متضمن  موارد خلاف شرع بيّن است، جايز نيست وتقيد  به قيد مذكور(در چارچوب شرع) از دايره ي لفظ تعدي نمي كند.

  آية الله صافي گلپايگاني: امضاء و تصويب اين كنوانسيون هويت اسلامي امضاء كننده و تصويب كننده ي آن را از هر هيات و مجلسي باشد، مخدوش مي كند و زير سوال مي برد.

  آية الله نوري همداني: اين كنوانسيون هدفي جز كوبيدن  اسلام و اثبات برتري تمدن غرب بر فرهنگ اسلام ندارد، روح اين كنوانسيون، نفي حجاب  براي زن و نفي عده نگه داشتن و نفي تعدادي ديگر از ضروريات اسلام.

  آية الله مصباح يزدي: اين معاهده حد اقل در 90مورد با قوانين آسلامي مغايرت دارد،جاي تاسف است كه علي رغم رد اين طرح در شوراي انقلاب فرهنگي در سال 1375 با اين حال اين طرح در مجلس شوراي اسلامي،با يك قيام و قعود تصويب شده است.(افق حوزه،20 مرداد1382،صص3و2)

  حال جاي اين سوال مطرح است كه آقايان به جاي توبه از گذشته ي ذلت بار خود،چرا احمدي نژاد را به مخالفت با روحانيت متهم مي كنند، در حالي كه همين طرحشان سبب راهپيمايي و تعطيلي در قم و اعتراض شديد مراجع و علما شد؟ بهتر است به جاي هر روز چاووشي خواني و ترانه ي (آمدم ، نيامدم)، و بازي با مردم، بدانند كه مردم حافظه ي تاريخي دارند و خدمت احمدي نژادها وخيانت برخي را فراموش نمي كنند.

 اين مردم همان مردمي هستند كه با هوشياري مثال زدني خود، دوم خردادي هاي هوچي گر را از كرسي قدرت به زير كشيدند تا دولت به دست مردم و خادمان مردم،اداره گردد.

نویسنده: تقوایی ׀ تاریخ: چهارشنبه نهم بهمن 1387 ׀ موضوع: ׀