
هرايراني با خواندن نامه ي احمدي نژاد به اوباما،از غرور وافتخار دچار هيجان و شعف مي شود،چرا كه پيام برخاسته از فضاي معنوي وحماسي حاكم بر سراسر نامه،جان هرايراني را زنده مي سازد و او را به ياد تاريخ صدراسلام و ارسال پيك هاي پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) به سران كشورهاي دنيا مي اندازد. اتمام حجت وهشدار به رئيس جمهورايالت متحده ي آمريكا ومتـّهم نمودن او ورؤساي جمهور قبل از او به بي عدالتي،بي كفايتي ،جهان خواري ونقض حقوق بشر كاري نيست كه از عهده ي هر كسي برآيد.متاسفانه امروز سران كشورها ي اسلامي از نافرماني از خدا و رسولش خوفي ندارند اما از خوف وترس نافرماني از اوامرآمريكا لحظه اي آرام وقرارندارند؛دولتمردان آمريكايي هم به مجرد نافرماني ،گستاخي وتكروي يكي از دولت هاي تحت سلطه بلافاصله عذاب وبلايي بر مردم بي گناه وبي دفاع آن كشور نازل كرده وهزاران تهديد متوجه آن دولت مي شود. اما دكتر احمدي نژاد در كمال اقتدار تؤام با يك غرور ديني وشور حسيني وانگيزه ي عاشورا يي وبا يك غيرت ايراني نه تنها رئيس جمهور جديد آمريكا بلكه تمامي رؤساي جمهور آمريكا از يكصد سال قبل تا به حال را چنان به بي كفايتي،بي عدالتي،زورگويي،فريبكاري،اشغال گري، جنگ طلبي ،نقض حقوق بشر،حيف وميل اموال عمومي آمريكا ،غارت وچپاول كشورهاي جهان سوم،متهم مي نمايد وهمچون معلم شاگرد خود را چنان نصيحت نموده كه گويي شاگرد چيزي از انسان وانسانيت ومسيري كه بايد طي نمايد نمي داند،بدون اينكه در مقابل،به او باجي بدهد ياوعده وعيدي داده باشد.
اما ملت شريف فهيم ايران اسلامي به خوبي به ياد دارند كه چگونه در پنجم مهرماه سال 1382ازطريق راديو بي بي سي مطلع شدند،دولت اصلاحات برخلاف خواست و انتظارآن ها وبرخلاف شئونات ايراني وبرخلاف رسالت ،گفتمان وانديشه هاي سياسي امام خميني(ره)وخط مشي مقام معظم رهبري ومغاير با اصول وآرمان هاي انقلاب اسلامي در نامه ي محرمانه اي كه به جرج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا فرستاده ،چه دست گلي به آب داده وچگونه آبروي ايران وايراني را به باد حراج داده بود. من به عنوان يك ايراني شرم دارم وخجالت ميكشم كه حتي به نقل قول ازراديوي بيگانه به گوشه اي ازباج هايي كه دولت اصلاحات به آمريكا داده وآمريكا هم كوچك ترين ارزشي هم براي اين نامه قائل نشده بود اشاره كنم وبه عنوان عضوي از خانواده ي بزرگ ايران تنظيم كنندگان چنين نامه اي را هرگز نمي بخشم. چرا كه به نقل ازيكي از جرايد كه به نقل از راديو بي بي سي قسمتي از اين نامه را فاش كرده دولت اصلاحات خطاب به مقامات كاخ سفيد نوشته:براي اختلافات في مابين حاضراست براي خلع سلاح حزب الله لبنان وشفاف سازي تمام فعاليت ها ي هسته اي دست برداشتن ازحمايت گروه هاي فلسطيني و....تلاش نمايد.
پس از افشاي قسمتي از اين نامه كه هر مؤمن حزب اللهي را به جوش مي آورد،راديو بي بي سي چنان هم وطنان شهيد فهميده و هم سنگران شهيد باكري و همت وهمرزمان شهيد كاظمي و شهيد صياد شيرازي را بزدل وترسو توصيف نمود و اين گونه در گزارش خود آورد:«در آوريل 2003ميلادي در شرايطي كه تانك هاي آمريكايي در خيابان هاي بغداد حركت مي كردند اين نگراني در تهران شدت مي گرفت كه شايد پس از عراق نوبت ايران باشد» اوج فاجعه اين جاست كه ارسال چنين نامه اي از سوي دولت آقايٍ سيد محمد خاتمي، براي مقامات كاخ سفيد بزرگترين پيروزي به حساب آمده به طوري كه سياست مداران آمريكايي مدعي شدند ايرانيان از صداي شني تانكها در بغداد به وحشت افتادند وبا ارسال چنين نامه اي ضمن تن دادن به تمامي خواست ها ي آن ها به التماس افتاده اند كه آن ها را از ليست كشورهاي شرور خارج كنند.لذا چون چنين عكس العملي را از دولت قبلي ايران ديده بودند و آن را ما حصل تهديدات خود تلقي نموده و از اين رو در در انتظار واكنش مشابه دولت آقاي احمدي نژاد بودند ولي با سيلي هاي پي در پي دكتر احمدي نژاد و امت حزب الله مواجه شدند.
حال خطاب به روزنامه هاي وابسته به دوم خرداد وفعالان سياسي وتحليل گران مدعي اصلاحات كه در فضاسازي تبليغاتي ورسانه اي درباره ي نامه ي احمدي نزاد به اوباما به تاخت و تاز وتحليل هاي نادرست وغيرواقعي پرداخته اند عرض مي كنم:
آزادگي وعزت وناموس ونام را
همراه با عقايد وايمان فروختند
آخر به چند درهم ناچيزازعناد
مال وجمال يوسف كنعان فرختند
خاتمي در نامه اش دست دوستي به سمت آمريكا دراز كرد وحاضر شد به خاطر دوستي با آمريكا از همه ي ارزش هاي ايراني واسلامي بگذرد و آمريكا هم درمقابل اين نامه كه به قيمت به تاراج رفتن آبرو وحيثيت ايران وايراني و شكستن قلب ميليون ها مسلمان تمام شد نه تنها عكس العمل مثبتي كه دلخواه آقاي خاتمي باشد نشان نداد بلكه خيلي هم عصباني شده بودند كه دولت مردان چطور جرات كرده اند به آمريكا نامه بنويسند.
اما از آن طرف مي بينيم كه دكتر احمدي نژاد در كمال اقتدار وغيرت ايراني ،در اوج دشمني با دولت آمريكا وبدون اين كه وعده ،وعيد يا باجي به آمريكا بدهد وضمن دفاع از حقوق مردم مظلوم فلسطين ونامشروع دانستن رزيم اشغالگر قدس وحمايت از حزب الله لبنان
اول آن نامه ي توحيدي و تاريخي را به جورج بوش مي نويسدو بلافاصله صداو سيما وتمامي مطبوعات و رسانه ها را از متن نامه خود آكاه مي كند و اخيرا هم كه به بهانه ي پيروزي اوباما ،نامه اي به او نوشته اند كه تمام سياست خارجي و داخلي آمريكا را به چالش كشاندند و صراحتا او و تمام روساي جمهور قبل از او را به بي كفايتي و بي عدالتي و نقض حقوق بشر و زياده خواهي و جنگ طلبي و مظلوم ستيزي و حمايت از ظلم و ظالمين متهم نمودند كه متن نامه هم بلا فاصله در اختيا همگان گذاشته شده است.
من نمي دانم آن دسته از به اصطلاح مدعيان اصلاحاتي كه در تحليل هاي غلط و نادرست خود از نامه توحيدي آقاي احمدي نژاد،ايراد هاي بني اسرائيلي گرفته و با نقدهاي غير منصفانه آن را به چالش كشاندند،با وجود آن سابقه تلخ و ننگين كه از دولت اصلاحات به جاي مانده ،وقلب هر ايراني را آزرده خاطر نموده و خانواده شهدا و جانبازان و آزادگان و رزمندگان و در مجموع امت حزب الله را عصباني نمود ،چه حرفي دارند و اين فاجعه را چگونه توجيه مي كنند؟ آنهايي كه چشمان خود را بر روي اين همه فضائل وآثار و بركات و افتخاراتي كه در نامه آقاي احمدي نژاد به اوباما موج مي زد بسته اند ،و از روي لجاجت و عناد و عصبانيت ناشي از فاش شدن آن نامه ذلت بار و ننگين كه بزرگترين توهين قرن به ملت مسلمان و غيور ايران محسوب مي شود،نامه آقاي احمدي نژاد را صرفا يك شادباش تفسير مي كنند و سپس ناجوانمردانه و غير منصفانه و با لحني طنز آميز اين تبريك وآن مرگ بر آمريكا را با هم مقايسه مي كنند بدانند و آگاه باشند كه پيروزي اوباما فرصتي شد تا احمدي نژاد بتواند به بهانه تبريك به تكليف شرعي برائت از ظلم و طاغوت و به تكليف سياسي خود كه تحقير ابر قدرتي مثل آمريكا بودعمل نمايد.(( احمدي نژاد بر خلاف خاتمي ،مي گويدآمريكا دشمن من است اما من ترسي از وي ندارم،اما خاتمي آمريكا را دوست خود مي دانست و در عين حال از آمريكا هم ترس داشت.))
|